ترتیب طبیعی بخش‌های جمله
۹۵/۱۱/۰۹
کاربرد افعال وصفی
۹۵/۱۱/۰۹

تبعیت از زبان عربی

زبان فارسی جزء زبان‌های ترکیبی است اشتقاقی؛ یعنی بر خلاف زبان عربی نمی‌توان از ریشه سه حرفی کلمه،‌کلمات دیگری ساخت؛ اما گاه فارسی‌زبانان به شیوه قیاسی از بعضی کلمات عربی یا فارسی،‌ کلماتی با مقوله‌های متفاوت دستوری ساخته‌اند که شایسته است از کاربرد آنها در زبان فارسی معیار علمی اجتناب شود. این واژه‌ها،‌ واژه‌های مجعول یا ساختگی هستند. البته پاره‌ای از آنها در زبان فارسی، مصطلح شده و کاربرد آنها جایز شمرده شده است.

کلمه جعلی

کلمه صحیح

کلمه جعلی

کلمه صحیح

اعزام

عازم

افلیج

مفلوج

بلادرنگ

بی‌درنگ

جهازیه

جهاز

تسری

سرایت دادن

تمسخر

استهزا. ریشخند

تورق

ورق زدن

توصیف

وصف

تبانی

همدستی

تحکیم

استحکام

جهیزیه

جهیز

حجیم

پرحجم

حر‏‎‎اف

پرحرف

حفاظت

محافظت

خجالت

خجلت

خجول

کمرو

دخالت

مداخله

ذکاوت

تیزهوشی

رشادت

دلیری

رضایت

خرسندی

سبقت

پیشی گرفتن

شباهت

مشابهت

شراکت

مشارکت

شرور

شریر

شکوه

شکایت

شکیل

زیبا، خوشگل

ضخیم

کلفت

ظرافت

ظریفی

فجیع

فاجع

فکور

اندیشمند

فلاکت

بدبختی

فلج

فالج

فوق‌الذکر

پیش گفته

قضاوت

قضاء

قطور

کلفت

کفاش

کفشگر

گلایه

گله

مأیوس

ناامید

متنفذ

صاحب نفوذ

مزلف

زلف‌دار، پسر جوان

معاریف

معروفان یا معارف

مفلوک

فلک‌زده

مکلاه

کلاه‌دار

مهمور

مهر زده‌ شده

نزاکت

از کلمه نازک

وضعیت

وضع

موفقیت

توفیق

موقعیت

موقع

توضیح
پاره‌ای از واژه‌های بالا از نظر وضعی،‌ معنی‌ای متفاوت از معنای مصطلح آن در فارسی دارد؛‌ برای مثال:
تسری: ابراز شجاعت کردن/ تحکیم: داوری کردن (این کلمه در لغت عرب به معنی استوار کردن و محکم ساختن نیامده است)/ تورق: برگ درخت خوردنِِ شتر، ورقه‌ورقه شدن/ تبانی: در لغت عرب نیست و فارسی‌زبانان از ب ن ی ساخته‌اند/ رشادت: جمع رشاد و به معنی صخره یا سنگ است/ متنفذ: واژه ساختگی است؛‌ زیرا واژه تنفذ در لغت عرب نیامده و به جای آن نافذ آمده است و … .

ناصر نیکوبخت، مبانی درست‌نویسی زبان فارسی معیار،‌ صص ۶۵ – ۶۶

در حال ارسال
نظرات کاربر
۰ (۰ رای)

دیدگاه خود را ثبت کنید